مدتی است شدیدا خسته می شم و تمرکزم رو زود از دست می دم. دکتر چند بار هشدار داده بود ولی این بار جدی جدی گفته تا اطلاع ثانوی باید با اینترنت کار نکنم، تلویزیون نبینم، رادیو گوش نکنم و از اون بدتر چیزی ننویسم. قراره مدتی راهی توانبخشی ذهنی بشم.
بنابراین مدتی ازتون مرخصی می گیرم. تو این سه سال گذشته، حاجی واشنگتن باعث آشنایی من با خیلی از عزیزان شد. خیلی چیزها یادم داد و همیشه شرمنده محبت خوانندگان و کامنت هاشون بودم.
همه تون رو دوست دارم. شاید چهار سال دیگر به خاطر گل روی شما کاندیدای ریاست جمهوری شدم.
چقدر من و آرش در اخبار رادیو زور زدیم تا بازارهای بورس و شاخص های اون رو به گوینده ها و دبیران خبر معرفی کنیم تا مثلا فرق بین نزدگ و داوجونز رو بدونن و بدونن شاخص بورس پاریس کک چهل خونده می شه و نه کوک چهل.
الان این کلیپ شبکه خبر رو که دیدم حالم گرفته شده. نه دبیر خبر و نه سردبیرش و نه گوینده اش که از همکاران قدیمی بنده هستند متوجه نبودن که چیزی به اسم بورس آمریکا نداریم. نمی دونم منظورشون کدوم بازار بورس در آمریکا بوده. در ضمن منظورشون از “کاسته شدن ارزش سهام بورس وال استریت ژورنال” چه بوده؟ مگر بورسی به این نام داریم؟ این طفلک ها اسم وال استریت نیویورک رو با اسم روزنامه قاطی کردن و چیزی از توش در اومده به این اسم! سردبیر اقتصادی شبکه خبر کیه الان؟
در ضمن بچه های فسقلی هم این قدر تو خبر شنیدن وال استریت ژورنال که دیگه تلفط درست اسمش رو بلدن. البته ببخشیدها!
ستادهای برونمرزی احمدینژاد چندی پیش خبری مبنی بر “تشکیل ستاد حمایت از احمدینژاد در واشنگتن” منتشر شد که بعدها آن را به حمید مولانا مشاور رئیسجمهور نسبت دادند. این در حالی است که مولانا در حال حاضر در ایران است و اصلاً در آمریکا نیست که چنین ستادی را فرماندهی کند. البته تشکیل این ستاد که با شعار “شکر نعمت، نعمتت افزون کند” آغاز بهکار کرده است، در گفتوگوی یکی از دستاندرکاران رسانهای دولت با خبر، تأیید شد. به گفته این منبع مطلع، در آخرین سفر احمدینژاد به نیویورک، جمعی از ایرانیان حامی وی پیشنهاد تشکیل چنین ستادهایی را داده بودند. پیشنهادی که به گفته وی در سفرهای سوئیس و تاجیکستان نیز تکرار و همواره با این پاسخ مواجه شد که “اگر در قالب یک فعالیت مردمی و بینیاز از حمایتهای دولت است، مانعی ندارد”.
داستان از این قراره که من با خودم شرطی بستم و این شد که مطلب تشکیل ستاد خودجوش حمایت از احمدی نژاد در واشنگتن رو با لحنی کاملا جدی در حاجی منتشر کردم. البته اسامی حامیان این ستاد رو طوری نوشتم که هر آدم عاقلی به طنز بودن مطلب پی ببره.
یک روز پس از انتشار این مطلب، یکی از دوستان خبر داد تابناک به نقل از سایت شفاف برداشته و این مطلب حاجی رو به عنوان خبر منتشر کرده. با کمی جستجو در گوگل متوجه شدم که علاوه بر این دو، سایت های خبری دیگری مثل فردا نیوز، انتخاب و همین طور سایت قطره متعلق به میرحسین موسوی و سایت حزب اعتمادملی متعلق به کروبی هم این خبر رو منتشر کردن. اون هم بدون کم و کاست. روزنامه های آفتاب یزد و جمهوری اسلامی هم این خبر رو منتشر کردن.
اما از اون بدتر: سایت خبرنامه امیرکبیر بدون هیچ تحقیقی درباره صحت و سقم خبر، در مطلبی که به شدت شبیه به تفسیر خبر صدا و سیما بود، حمید مولانا را متهم به راه اندازی این ستاد کرده بود. این دیگه شاهکارش بود!
من به قصد بعضی از اسم ها رو به عنوان حامیان ستاد درج کرده بودم تا شوخی بودن مطلب مشخص شه. اصلا چیزی به اسم “نتووریه کارپا” وجود داره که در واشنگتن شعبه داشته باشه؟ بقیه اسامی هم بماند.
نمی فهمم، مگه در خبررسانی اصل بر دقت درباره صحت خبر نیست؟ بعدش هم از کی تا حالا وبلاگ شده منبع معتبر؟ تازه چرا سراغ منبع دوم نرفتید؟
اما اگر اشکال سایت های خبری نام برده شده بلد نبودن کار هست، مشکل خبر چاپ شده در خبرنامه امیرکبیر چیز دیگری است. چون اونها هم درباره خبر تحقیق نکردن و هم درباره موضوعی که اطلاع نداشتن تحلیل کردن، بدون مطالعه یا به عبارتی کشک!
البته این رو هم بگم ، هر کسی کار خبر می کنه چند باری در زندگیش گاف می ده.
به هر حال حاجی واشنگتن تا اطلاع ثانوی سر حرفش هست. منتهی شعار انتخاباتی رو به خالی بندان در جهان صنعتگرند تغییر داده.
پی نوشت: دوستان تذکر به جایی دادند که مطلب چاپ شده در خبرنامه امیرکبیر در اصل مربوط به سایت خبر آنلاین بوده. من از دوستان خبرنامه عذرخواهی می کنم. تحلیل و تفسیر خبر از اونها نبوده ولی به هر حال اونها هم دچار کپی کاری از رو دست دیگران شدن. در ضمن لطفا وقتی خبری رو از جایی عینا نقل می کنید منبع خبر رو یک کمی قابل دید درج کنید و لینک هم بدید.
“طنز من هرزه نیست بلکه نوشته سرکار خانم فاطمه رجبی هرزه است.دروغ گوئی و آمار دروغ دادن و مردم فریبی هرزه است. در دنیا خود و ایرانی را مسخره کردن هرزه است.”
این ای میل امروز به دست من رسید. تحقیق کردم، دیدم قضیه حقیقت داره. بخوانیدش:
ستاد خودجوش حمایت مردمی از دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸ در واشنگتن دی سی راه اندازی شد. با توجه رقم بالای هموطنان ساکن این شهر و مناطق حومه آن در ایالت های مریلند و ویرجینیا امیدواریم شاهد حضور چشمگیر ایرانیان دلیر در پای صندوق رای و اعلام حمایت یک پارچه از فرزند صدیق مملکت باشیم. ما ایرانیان در هر جای دنیا که باشیم، خرداد امسال این شعار را بر لب خواهیم داشت: شکر نعمت، نعمت صد افزون کند.
جزییات فعالیت این ستاد مردمی به زودی اعلام خواهد شد.
حامیان ستاد حمایت مردمی از دکتر احمدی نژاد در واشنگتن:
جمعی از دانش آموختگان مسلمان دانشگاه های جورج تاون، جورج واشنگتن، جورج میسون و آمریکن
دولت لایحه ای دو فوریتی رو آماده کرده که در صورت تصویب در مجلس سن شرکت در انتخابات به ۱۵ سال کاهش پیدا می کنه.
دم دولت ما گرم است. ای ول! مگر نه این که دختر ۱۶ ساله در زیرزمین خونه شون انرژی هسته ای اختراع کرده. درست هست که چنین نوجوان با استعدادی رو از شرکت در روند مردم سالاری محروم کنیم؟ چرا ۱۵ ساله ها نباید حق رای داشته باشند؟ یکی از مزایای این کار افزایش کمیت دموکراسی است. گور بابای کیفیت.
آقای دولت، در راستای این تحول مبارک تقاضا دارم به ۱۵ ساله ها هم گواهی نامه بدین تا آمار دعاگوها افزایش پیدا کنه.
خدایا تو را شاکرم که در طول این عمر کوتاه ۳۵ ساله دو بار شاهد له شدن استکبار و مالیده شدن پوزه اش به خاک بوده ام. بار اول، این حادثه مبارک را چشمانم در دانشگاه کلمبیا دیدم و بار دوم دیروز بود که با تمامی وجود بر خود بالیدم.
اگر پیروزی احمدی نژاد در نیویورک بزرگ تر از فتح خرمشهر بود، ناحق نیست بگوییم که این پیروزی اخیر برای ما از فتح قسطنطنیه عظیم تر بود.
تا اطلاع ثانوی شخص شخیص حاجی واشنگتن از حاج محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری حمایت خواهد کرد.
بازگشت دون کیشوت وار محمود احمدی نژاد را گرامی می داریم.
امروز در آمریکا آخرین روز ارسال پرونده های مالیاتی سال ۲۰۰۸ بود. این دو سه روز گذشته پستخانه ها پر از جماعت تنبل دقیقه نودی بود.
دیروز برای کاری مجبور بودم به پستخانه سر بزنم. صف ها اون قدر شلوغ بودن که به سه پستخانه مختلف رفتم و دست آخر هم یک ربع تو صف وایسادم. شلوغی پستخانه ها من رو یاد روزهای ثبت نام کنکور و تعیین رشته انداخت.
مردشور خودش و نوستالژیش رو با هم ببرند! کنکور رو عرض می کنم.
نوار سیاه رنگ روی شانه راست کری والش، عضو تیم والیبال ساحلی زنان آمریکا سوال خیلی از بینندگان مسابقات المپیک پکن رو به همراه داشته. من هم یکی از این افراد بودم. با توجه به شیوع آسیب دیدگی عضلانی- تاندونی در بازیکنان والیبال حدس می زدم این نوار نوعی بانداژ باشه. حدسم درست بود. کری والش به [...] […]